دوشنبه 27 اسفند ماه سال 1386
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 14:07

چند روز دیگه عید میشه
اما اصلا خوشال نیستم ......
امسال مثل سال قبل دلم بدجور هوای گلم را کرده
اما باز هم نمی تونم ببینمش
امسال هم نمی تونیم با هم باشیم
نمی دونم سال دیگه چی میشه
اما اگه میشه موقع سال تحویل... سر سفره هفت سین ......
برای برآورده شدن قشنگترین آرزوی ما هم دعا کنید.....

پنجشنبه 23 اسفند ماه سال 1386
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 09:59
ای منتظر غمگین مشو خوش روزگاری می رسد
یا درد غم طی می شود یا شهریاری می رسد
ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل پیشه کن
این کشتی طوفان زده آخر کناری می رسد
یکشنبه 5 اسفند ماه سال 1386
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 08:12
کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود ، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم