یکشنبه 28 بهمن ماه سال 1386
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 11:03

دیگه اینجا نوشتن هم نمی تونه دردای دلم را خوب بکنه
نمی دونم باید چکار کنم
بعضی وقتا دوست داشتن برام فقط چند واژه مسخره میشه که
هیچ مفهومی نداره، فقط یه جمله بی .........
چه فایده که یه عمر یکی را دوست داشته باشی و بهش نرسی
اصلا به چه دردی می خوره

جمعه 19 بهمن ماه سال 1386
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 17:55
یادته بهم گفتی همه چیزتا خونه ما جا گذاشتی؟
همه جای خونه را گشتم اما هیچی نبود
تنها جایی را که نگشتم دلم بود...........................................
یکشنبه 14 بهمن ماه سال 1386
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 08:57

دیشب حالم خیلی بد بود ،‌نی نی بهم گفت میای نت،‌منم بدون هیچی کلام اضافه ای گفتم نه،‌نمی دونم چرا دیشب نمی خواستم بهش بگم حالم خوب نیست،‌آخه بجز اینکه ناراحتش کنم دیگه کاری از دست اون بر نمیاد............. خلاصه اینکه فکر کنم از دستم حسابی ناراحت شد،‌ آخه دیگه بهم اس ام اس نزد .............

جمعه 12 بهمن ماه سال 1386
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 22:57
دقیقا سه ماه و ۹ روز  و ۶ ساعت که ندیدمت!  
جمعه 12 بهمن ماه سال 1386
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 22:50

یه عالمه حرف دارم که هیچکدومش را نمیشه نوشت...................

این مال نی نی :‌..............................................

خودش می دونه توی این نقطه چین باید با چی پر بشه

چهارشنبه 10 بهمن ماه سال 1386
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 21:25