نوشته های پیشین
آرشیو ماهانه
پیوندها

امروز نی نی قرار بود بره مصاحبه برای کار،خدا کنه درست بشه، دل تو دلم نیست که بدونم چی شده، خدایا کمکش کن این روزا داره خیلی تند تند میگذره،نمی دونم باید چیکار کنم، خیلی از هم دوریم و بعضی وقتا واقعا به بودن با هم نیاز داریم،به اینکه بتونیم همدیگه را آروم کنیم،به هم دلداری بدیم، اما شاید توی این دوری ما هم حکمتی باشه که خودمون خبر ازش نداریم، هرچی خدا بخواد همون میشه

بعد نیومدن نی نی همه چیز یه جورایی بهم ریخت،از این طرف خونواده من ناراحت بودن ،از اون طرف خونواده نی نی
اما این وسط انگار کسی فکر دل داغون ما دوتا نبود، نمی دونم ،انقدر داغون بودم که ۲-۳ روز فقط کارم اشک ریختن بود،نه اینکه خودم بخوام،نه ،اصلا دست خودم نبود، آخه مامان و بابا بهم گفتن که دیگه حق ندارم با نی نی حرف بزنم،یا اس ام اس بدم ،یا بیام باهاش توی نت حرف بزنم یا حتی بهش فکر کنم، با این اوضاع حس میکردم کسی را که همه امیدم بهش بود را از دست دادم ، شبا اصلا خوابم نمی برد،وقتی چشمام را روی هم می ذاشتم ،یاد نی نی می افتادم که چه حال داره،اشکم در می اومد..............
تا اینکه خدا را شکر یکم اوضا بهتر شد اونم بخاطر لطفی بود که پسر دایی نی نی در حق ما کرد
امروز اس ام اس زدم ازش تشکر کردم، نمی دونم باید چیکار کنم، اما خداکنه هرچی که صلاحه همون بشه.......
خدایا کمکمون کن..............
اگه کسی هم اینجا را می خونه برامون دعا کنه.............
نی نی نیومد، برای همیشه از دستش دادم، برای همیشه دلم تنها شد، کاش شب و روزای دنیا تموم می شد، دیگه نمی خوام زنده باشم بدون نی نی ،می خوام بمیرم ..........بمیرم
امروز نی نی میاد پیشم ،اولین شبی که با هم هستیم البته کنار مامان و بابا، دارم از خوشحالی بال در میارم، راستش یه دعای یه کم بدجنسی کردم، اینکه کار نی نی زود درست نشه و بر نگرده ،دلم میخواد خیلی پیشه هم باشیم

درسته که الان پاییزه ،اما امسال پاییز من یه رنگ قشنگ داره، چون نی نی کنارمه ، نه اینکه جدی جدی اینجا باشه ها،نه اما همیشه توی دل منه ،توی فکرم و..................... ،خودشم می دونه چقدر دوستش دارم، کاش پاییز امسال اونم رنگ قشنگی به خودش گرفته باشه
یادم باشه این دفعه که باهاش حرف زدم ، ازش بپرسم، اما وقتی باهاش حرف می زنم ،همه چیز یادم میره 