پنجشنبه 30 آذر ماه سال 1385
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 21:06

همــــــه اون روزا میگفتن شبای یلدا بلنــــــــــــده

با تو زود میگذره ساعت یـا که اون حـرفا چرنده؟

از همون شبیکه رفتی عــــــمریه چله نشـــــــــینم

کی میاد اون شب یلدا که بازم تو رو بـــــــــــبینم؟

تو که رفتی همه روزام مث شبهای یلدا بلــــــــــــــنده

اول یه فصل سردم که شباش به من میـــــــــــخنده

تا کجا ادامـــــــه داره شبــــــای بلـــــــــــند دوری

واسه من که شب گرفتم واسه تو که غــــرق نوری

قـــــــرار هر سال یلـــــدا که هنوز یـــــادت نرفته؟

گر چه این چله بلــــنده توکه روز یـــــــادت نرفته؟

تو مث شـــــــــــــبای یلدا واسه من بلـــــــند ترینی!

رفتنی بودی ورفتی تو همینـــــــی که هـــــــــمینی...

پنجشنبه 30 آذر ماه سال 1385
یلدا
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 18:11

* با تو امشب اگر بودی یلدا بود *

بی تو هر شب که نیستی یلداست

سه شنبه 28 آذر ماه سال 1385
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 19:22
یادمان باشد سر سجاده عشق؛
جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
شنبه 25 آذر ماه سال 1385
بهانه
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 21:28

چقدر دلم بهانه تو را میگیرد،گاه چقدر سخت است گفتن از دل .عجیب دلم بهانه تو را میگیرد،نمی دانم اگر بروی به دلم چه بگویم.

چقدر دلم میخواست کنارم بودی تا این بغض را میشکستم  و سر را میان بازوان پر از مهر تو می گذاشتم و تا انتهای شب می گریستم.

 

شنبه 25 آذر ماه سال 1385
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 21:19
بی قرار تو ام و در دل تنگم، گله هاست....... آه ، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست ......
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب! ...... در دلم هستی و بین من و تو ...... فاصله هاست ....
جمعه 24 آذر ماه سال 1385
وقتی ....
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 16:20

این مطلب را از وبلاگ (http://divoune.blogsky.com/) برداشتم:

وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی!

 وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیارکسی رو که به صداقت حرفات محتاجه!

 وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته!

جمعه 24 آذر ماه سال 1385
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 16:19

بگذار دوستت بدارم
آنچنانکه خورشید زمین را دوست دارد
بگذار تو را در آغوش کشم
همچون هم آغوشی زیبای موج وساحل
بگذار تنها با تو بمانم مث وفای  ماهی به دریا
این  خواستگاه را نگذار ناکام بماند
بگذار برای زندگی بهانه ای زیبا
همچون عشق تو داشته باشم
این روح سرد از کجا آمده است
که من وتو را اینگونه در بر گرفته است
این قصه نباید ناتمام باقی بماند
این  قصه را پایانی شایسته باید باشد
چراکه من وتو می توانیم
باز روح عشق را در دنیای بی روح  بدمیم
بگذار با تو بمانم  مث قصه قدیمی برگ و درخت
که هر کدام جدا از هم هیچ سودی ندارند جز پریشان حالی
تو فرصت بده تا با تو بگویم
این عشق را می توان  دوباره ساخت
می توان دوباره معنا کرد
من وتو می توانیم  از آن افسانه ها باشیم
از آنان که فقط نامی از آنها در کتاب مانده است
شاید روزگاری تصنیف من وتو گردد ورد زبانها
جای لیلی
جای مجنون
جای فرهاد
جای شیرین
اگر تو خواهی شود

پنجشنبه 23 آذر ماه سال 1385
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 21:58

فقط به خاطر تو امشب بیدار می مانم تا به ماه سفارش کنم تو را ببوسد!

دوشنبه 20 آذر ماه سال 1385
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 18:46


 تکیه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم

ما که به هم نمی رسیم بسه دیگه بزار برم کی گفته بود

 به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم حیف تو نیست

 کنج قفس چادر غم سرت کنم

 من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها

 نه برده ای حلقه به گوش نه ناجی فرشته ها

من عاشقم همین و بس غصه نداره بی کسیم

 قشنگیه قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم

پنجشنبه 16 آذر ماه سال 1385
چه راحت گذشتی از من به خاطر او ....
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 19:21

چه راحت گذشتی از من به خاطر او ....
...... دیریست فاصله هاست بین دستان تو و ویرانه های دل من ........ نمیدانی چه سهل و آسان دروازه های نگاهم به سنگ دلت بر خورد و چه نومیدانه  راهی دیار غربت و فراق شد ....  باشد من از تو و دلت گذشتم به خاطر تو ..... ولی تو ... از منو و دلم گذشتی به خاطر او .....  امروز میدانم که رفته ای ..... و شاید هیچ گاه باز نخواهی گشت ....  ولی با تمامی تار و پود تنم فریاد میزنم  تا جان در تنم باقیست در وادی غربت و تنهایی و فراق برایت دعا میکنم ....

پنجشنبه 16 آذر ماه سال 1385
بودن
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 18:24
کاش در امتداد سکوتم؛ فریادهای عاشقانه ام را میشنیدی....
کاش در ورای لبخند م غم انگیز ترین نگاهم را میدیدی......
کاش باور کنی تا ابد در قلبم جای داری!
فقط کاش میدانستی که جز تو از خدا دیگر هیچ چیز نمی خواهم!
برایم کافیست بدانم هستی
بودنت برایم کافیست
دوشنبه 13 آذر ماه سال 1385
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 19:30
گذاشتم بروی بی آنکه اصراری داشته باشم بمانی می دانی چرا ؟ از دلت بپرسی می فهمی نمی توانستم با عشق پابندت کنم چون به آن نیازی نداشتی قوی بودی بی آنکه به کسی نیاز داشته باشی سرسخت بودی اما عاشق نبودی
یکشنبه 12 آذر ماه سال 1385
تخته سیاه
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 17:37

دل تخته سیاه نیست که هرکی اومد روش بنویسه و هرکی هم رفت بشه اسمش را پاک کرد

جمعه 10 آذر ماه سال 1385
بزرگ باید شد
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 23:53
دوستت داشتم یادت هست....
گفتم دوستت دارم....
و تو گفتی...
کوچکی برای دوست داشتن...
رفتم تا ....
بزرگ شوم....
اما آنقدر بزرگ شدم که یادم رفت ....
دوستت دارم....
سه شنبه 7 آذر ماه سال 1385
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 23:06
جرم گل لبخند وقت و بی وقت پنهانی بود که نسیم را عاشق کرد
سه شنبه 7 آذر ماه سال 1385
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 16:51
نمیدونم گریه ی من قشنگه یا تو دلت هی برای چشای نمناکم تنگ میشه ؟!
دوشنبه 6 آذر ماه سال 1385
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 21:17


با بال

شکسته

پر گشودن هنر است   

شنبه 4 آذر ماه سال 1385
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 23:05

 

(متن پایین از این وبلاگ برداشتم(رعایت امانت)http://www.setareyesard.blogfa.com/)

آنقدر هستی و نیستی که دلم میگیرد

نه هستی که بدانم هستی.....نه نیستی که بدانم نیستی....خواهش می کنم یا باش ،یا.... باز هم باش

میشود آنقدر بمانی تا باور کنم که هستی؟

بهم نگو پر توقعی...تو هنوز باور نکردی که من از تو و دنیای تو چیز زیادی نمی خوام

شنبه 4 آذر ماه سال 1385
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 22:55
چقدر سخته هر لحظه با تو بودن  اما از تو  دور بودن...
جمعه 3 آذر ماه سال 1385
نوشته شده توسط تنها تر از فریاد در ساعت 10:48
امروز دلم گرفته می خوام گریه کنم نمی تونم.دیروز هم گذشت این روزها چه زود می گذرند ای خدا چه میشد, روز و شب را به وجود نمی اوردی  ودر ذهنم میرسه که تو یک روز از پیشم میری دیونه میشم خدایا من اونو اندازه تمام دنیا دوستش دارم .من جز اون چیزی نمی خوام... ای کاش پیشم بودی در این لحظات غم تو قشنگترین و پاکترین عشق آسمونی هستی فرشته نازنینم
   1      2    >>